زوجدرمانی روانکاوانه ریشه در مفاهیم کلاسیک روانکاوی دارد، اما شکلگیری آن به عنوان یک تخصص بالینی مجزا، بیشتر مدیون کارهای هنری دیکس [1](۱۹۰۰ – ۱۹۷۷) در کلینیک تاویستاک لندن [2]در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ است. او با استفاده از نظریه روابط ابژه (Object Relations)، به ویژه بسط مفاهیم ملانی کلاین (۱۸۸۲ – ۱۹۶۰) و ویلفرد بیون (۱۸۹۷ – ۱۹۷۹)، به بررسی تعاملات ناخودآگاه میان زوجها پرداخت. از دیگر پیشگامان این حوزه میتوان به یورگ ویلی (۱۹۳۴ – ۲۰۱۹) اشاره کرد که مفهوم «تبانی ناآگاه» (Unconscious Collusion) را برای توضیح اینکه چگونه زوجها بر اساس زخمهای روانی مشترک و حلنشده همدیگر را جذب میکنند، مطرح کرد. این رویکرد نشان داد که انتخاب شریک عاطفی تصادفی نیست، بلکه تلاشی ناخودآگاه برای بازآفرینی و در عین حال تسکین تعارضات دوران کودکی است.
ویژگی متمایز زوجدرمانی روانکاوانه این است که بیمار اصلی در اتاق درمان، هیچیک از دو فرد نیستند، بلکه «رابطه» و پویاییهای ناخودآگاهِ میان آنهاست. در این رویکرد، مکانیزمهایی مانند «همانندسازی فرافکنانه» (Projective Identification) نقش کلیدی دارند؛ به این معنا که افراد بخشهای غیرقابلتحمل یا سرکوبشده روان خود را به شریک عاطفیشان فرافکنی کرده و او را وادار میکنند تا آن نقش را بازی کند. درمانگر با ایجاد یک فضای امن (با الهام از مفهوم ظرف و مظروف بیون)، به زوجها کمک میکند تا چرخههای مخرب تکرار و انتقالهای متقابل خود را بشناسند. هدف این درمان، عبور از سرزنشهای سطحی و کمک به هر دو نفر برای بازپسگیری بخشهای فرافکنیشده روانشان و دستیابی به یک رابطه بالغتر و مبتنی بر واقعیت است.
در دهههای اخیر، زوجدرمانی روانکاوانه با رویکردهای رابطهای (Relational) و یافتههای جدیدتر غنیتر شده است. چهرههایی مانند دیوید شارف [3](متولد ۱۹۴۱) و جیل سوج شارف [4](متولد ۱۹۴۱)، رویکرد «زوجدرمانی مبتنی بر روابط ابژه» را با دقت بیشتری توسعه دادند و بر اهمیت انتقال و انتقال متقابل در فضای مشترک درمان تأکید کردند. همچنین، روانکاوانی چون اتو کرنبرگ [5](متولد ۱۹۲۸) تحلیلهای عمیقی از پویاییهای عشق، پرخاشگری و مرزهای روانی در روابط زناشویی بر اساس سازمان شخصیتی افراد ارائه دادند. در رویکردهای معاصرتر کلینیک تاویستاک نیز، تحلیلگرانی مانند مری مورگان (معاصر) با معرفی مفهوم «حالت ذهنی زوجی» (A Couple State of Mind)، به زوجها کمک میکنند تا توانایی ذهنیسازی و تفکر مشترک درباره رابطه خود را پرورش دهند، به جای آنکه صرفاً در الگوهای دفاعی و واکنشی گرفتار بمانند.
[1] Henry Victor Dicks
[2] Tavistock Clinic
[3] David E. Scharff, M.D. (born 1941)
[4] Jill Savege Scharff, M.D
[5] Otto F. Kernberg
