●راهنمای عملی برای فهمیدن اینکه چرا بعضی رابطهها ما را فرسوده میکنند
نویسنده: سپیده سپهری، رواندرمانگر تحلیلی
در بسیاری از رابطهها چه عاطفی، چه خانوادگی و چه کاری، رفتارهایی دیده میشود که در ظاهر مهربانانه یا منطقیاند، اما در عمق خود باعث سردرگمی، اضطراب و فرسودگی میشوند.
این رفتارها دستکاری پنهان احساسی نام دارند؛ یعنی نفوذ در احساسات و ادراک فرد بهگونهای که خودش متوجه نشود چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
در این مطلب، ساختار و نشانههای این نوع دستکاری را هدفمند و مرحلهبهمرحله توضیح میدهیم تا بتوانید رابطههای ناسالم را سادهتر بشناسید.
●دستکاری پنهان چیست؟
دستکاری پنهان زمانی اتفاق میافتد که فردی بدون پرخاشگری مستقیم یا رفتارهای آشکارِ سوءاستفادهگرانه، احساسات و واکنشهای طرف مقابل را کنترل میکند.
در این نوع رابطه ممکن است تجربه کنید:
همیشه خودتان را مقصر بدانید.
احساس کنید اشتباه از شماست بدون اینکه دلیل واضحی وجود داشته باشد.
نتوانید به احساساتتان اعتماد کنید.
دائم در حال توضیحدادن و دفاعکردن از خود باشید.
حس کنید «یک جای کار میلنگد» اما نتوانید دقیق بگویید کجای رابطه مشکل دارد.
این دقیقا همان جایی است که دستکاری احساسی، آرام و بیصدا شروع میشود.
●نشانههای رایج دستکاری پنهان
اگر چند مورد از نشانههای زیر را تجربه میکنید، احتمالا در موقعیتی قرار گرفتهاید که کنترل احساسی در آن جاری است:
سردرگمی و دودلی دائمی
احساس گناه بدون دلیل مشخص
وابستگی شدید به تایید و توجه طرف مقابل
ترس از مخالفت یا بیان نظر
تلاش افراطی برای راضی نگه داشتن دیگران
احساس خستگی مداوم در رابطه
این نشانهها زمانی خطرناکتر میشوند که مزمن و تکرارشونده باشند.
●تکنیکهایی که باعث ایجاد دستکاری احساسی میشوند
برخی افراد آگاهانه و بعضی ناآگاهانه از روشهایی استفاده میکنند که احساسات دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد. چند نمونه از رایجترین تکنیکها:
۱. تقویت متناوب (نوسان بین محبت و سردی)
در این روش، طرف مقابل گاهی بسیار گرم و توجهمند است و گاهی کاملا سرد، بیاعتنا یا خشمگین.
این نوسان باعث وابستگی شدید میشود، زیرا ذهن دائما دنبال «لحظههای خوب» است.
۲. صمیمیت کاذب و هیجانهای شدید
گاهی فرد با ایجاد هیجان زیاد، وعدههای بزرگ یا احساسات تند، فضایی میسازد که ظاهرا صمیمیت دارد اما در واقع وابستگی و کنترل ایجاد میکند.
۳. اعتبارزدایی از احساسات
جملههایی مثل:
«تو زیادی حساسی»
«بد برداشت کردی»
«مشکل از توئه، نه از من»
هدفشان این است که فرد نتواند به خود و احساسش اعتماد کند.
۴. مظلومنمایی و گناهسازی
فرد وانمود میکند آزرده یا قربانی است تا شما احساس مسئولیت یا گناه کنید.
۵. تحقیر پنهان یا شوخیهای آزاردهنده
با ظاهری طنز، شخصیت و ارزش فرد زیر سوال برده میشود.
۶. تغییر موضوع برای فرار از مسئولیت
هنگام مواجهه با رفتار اشتباه، بحث را منحرف میکند تا تمرکز از او برداشته شود.
۷. اتحاد علیه «دشمن مشترک»
برای افزایش وابستگی، فضای «ما در برابر بقیه» ایجاد میشود.
●چطور این نوع رابطه آزادی و هویت فرد را تضعیف میکند؟
در بسیاری از این رابطهها، طرف مقابل تلاش میکند:
اختلاف نظر را نشانهی بیمحبتی معرفی کند.
تفاوتهای فردی را سرکوب کند.
شما را وادار کند همیشه موافق باشید.
مرزهای روانیتان را کمرنگ کند.
نتیجه این است که فرد کمکم صدای خود را از دست میدهد و زندگیاش حول محور رضایت طرف مقابل میچرخد.
●راههای مقابله با دستکاری احساسی
برای خروج از این چرخه یا جلوگیری از اثرگذاری آن، چند اصل اساسی وجود دارد:
۱. به احساسات خود اعتماد کنید
اگر بدنتان میگوید «چیزی درست نیست»، حتما نشانهای وجود دارد حتی اگر دلیلش را ندانید.
۲. مرزهای مشخص تعیین کنید
جملاتی مثل:
«این لحن برای من قابل قبول نیست.» یا «الان نیاز دارم کمی فاصله بگیرم.» مرز میسازند و مانع تداوم کنترل میشوند.
۳. رفتار را ببینید، نه توضیح را
به آنچه اتفاق میافتد توجه کنید، نه به چیزی که طرف مقابل توضیح میدهد.
۴. وابستگی را کاهش دهید
فاصلهی سالم، ذهنی یا زمانی میتواند دیدتان را روشنتر کند.
۵. از احساس گناه بیدلیل خارج شوید
اگر همیشه شما باید «اصلاح شوید» و طرف مقابل هیچوقت مسئولیت نمیپذیرد، این یک علامت خطر است.
۶. در صورت لزوم، رابطه را کمرنگ یا قطع کنید
هیچ رابطهای ارزش از دست دادن سلامت روان را ندارد.
●بُعد اخلاقی موضوع
دستکاری احساسی چه با نیت خیر، چه با نیت بد یک مشکل اخلاقی جدی است چون در آن، فرد آزادی ذهنی و احساسی دیگری را محدود میکند.
هر رفتاری که باعث شود انسان:
احساس تردید درباره خود داشته باشد.
احساس گناه بیدلیل کند.
از بیان خواستهها بترسد.
در واقع آزادی روانی او را کاهش داده است.
رابطهی سالم رابطهای است که در آن آگاهی، صداقت و مرزهای روشن وجود داشته باشد، نه کنترل و فریب پنهان.
●سخن پایانی
شناخت مکانیسمهای پنهان دستکاری احساسی، یک مهارت ضروری برای داشتن رابطههای سالم است.
وقتی این نشانهها را بدانیم، میتوانیم:
کمتر در دام رابطههای آسیبرسان بیفتیم.
زودتر نشانهها را تشخیص دهیم.
از خودمان محافظت کنیم.
و روابط را بر پایهی احترام متقابل بسازیم.
مبنای یک رابطهی خوب، صداقت، آزادی و انتخاب آگاهانه است نه ترس، گناه، یا وابستگی.
برگرفته از کتاب فریب نهان
نویسنده نیما قربانی
انتشارات بینش نو
۱۴۰۳